فوتبال وحدت ملت

در طول تاریخ سیاه افغانستان ، حاکمان ظالم و ستمگر هیچگاه به دنبال ایجاد یک ملت واحد نبودند بلکه همواره سعی بر تبعیض قومی و نژادی داشتند و تلاش برای  سرکوب اقوام دیگر میکردند. به طوریکه چیزی به نام وحدت ملی و یا هویت ملی در افغانستان بوجود نیامده است و هیچ فردی خود را وابسته به یک ملت واحد و یکپارچه نمیدانستند.

طی سی سال جنگ و خونریزی خانمان سوز ، هیچ یک از اقوام ، رهبران و گروهای سیاسی و جهادی نتوانستند خواسته ها و آرزوهای خود را بر اقوام دیگر تحمیل کنند. و هیچیک نتوانستند ، شادی ، شور و هیجان و عرق ملی را برای مردم خسته از جنگ به ارمغان بیاورند.

اما دلاوران ورزشکار و قهرمانان ورزشی امثال  روح الله نیکپا ، تیم ملی کریکت و تیم ملی فوتبال افغانستان توانستند تا حد زیاد این احساس را برای تک تک مردم افغانستان ایجاد کنند که همه مردم افغانستان از هر قوم و نژاد و گروهی که هستند ، از یک ملت و از یک هویت میباشند . و این همان هویت ملی است .

وقتی تمام ملت چشم به مسابقات فوتبال دوخته اند و برای پیروزی افغانستان لحظه شماری میکنند ، احساس میشود دیگر قوم و نژاد و لسان کم رنگ میشود و همه یک ملت میشوند . با پیروزی تیم فوتبال افغانستان همه ملت به خیابانها میروند و اشک شادی میریزند و با شور و شعف احساسات ملی خود را ابراز میدارند، یک درس بزرگ برای مسئولین و حاکمان افغانستان است .

درس بزرگ آن است که مردم افغانستان دیگر از قوم گرایی ، تبعیض و جنگ خسته شده اند . فقط میتوان در سایه هویت ملی لحظه های شاد و بیاد ماندنی را بوجود آورد . پس خوب است که مسئولین این درس را سرمشق خود قرار بدهند و هرگز آن را فراموش نکنند. 

شیرین و گوارا باد پیروزی مردم افغانستان در سایه هویت واحد و ملت واحد و یکپارچه ....

بی خبری کرزی

بیش از یازده سال است که طالبان با انتحار ، انفجار ، سر بریدن ، مکتب سوزاندن و کشتار مردم بیگناه ، هزاران تن از فرزندان افغانستان را به کام مرگ فرستاده اند و بلافاصله از طریق سخنگویان خود (ذبیح الله مجاهد یا قاری یوسف ) مسئولیت قتلها و انفجارها را به عهده میگیرند.

اما کرزی و تیم بیمار وی ، چشمان خود را کور گرفته و با خطاب کردن برادر و آزاد کردن زندانیان طالبان و حتی دادن پول و امکانات به انتحاریهای آزاد شده ، عملا از برادران حرامزاده خود به دفاع پرداخته و چنین وانمود میکند که تمام این کشتارها به دست افراد مسلح ناشناخته انجام میشود و طالبان در این اعمال دست ندارند.

صبر طالبان بلاخره به سر رسید و با ارسال پیامی به رسانه اعلام کرد که کرزی بی خبر است و تمام این عملیاتها بدست طالبان انجام میشود. 

این مسئله مرا بیاد کبک انداخت که در مواقع خطر و یا ضرر ، سر را بر زیر برف میکند و چون خودش جایی را نمیبیند ، خیال میکند که دیگران هم حقیقت را نمیبینند و نمیدانند.

خوب است به اقای کرزی گفته شود که جناب کرزی بازی یازده ساله شما دیگر به سر رسیده است . مردم افغانستان هم تو را خوب شناخته اند و هم برادران حرامزاده ات را . پس به خود زحمت نده و همین اندک آبرویی که هم برایت مانده است ، برباد مده .

چه تو از برادرانت دفاع کنی یا نکنی آنها کار خود را میکنند و به تو هیچ ارزش قائل نیستند. پس بهتر است خموش باشی تا این چند روزه مانده هم بخیر بگذرد.

دیدن روی ماه


آنچه در روایات و احادیث آمده است حکایت از آن دارد که مسلمانان با دیدن روی ماه روزه بگیرند و با دیدن روی ماه شوال عید فطر داشته باشند. با توجه به تفاوت افق کشورها از نظر طول و عرض جغرافیایی ، کشورهایی که نزدیک به یکدیگر میباشند و دارای طول و عرض جغرافیایی نزدیک میباشند ، احتمال دیدن ماه در یک زمان و یا یک روز بسیار بالا خواهد بود . 
مثلا کشور افغانستان و ایران که از نظر طول و عرض جغرافیایی به همدیگر نزدیک هستند ، داشتن عید در یک روز بسیار منطقی به نظر میرسد. 
اما متاسفانه افغانستان بر روی خیانت و خود فروختگی به بیگانگان ساخته شده است . از زمان احمد شاه بابا تا کنون تمام حاکمان ، مردم افغانستان را به خارجیها فروخته اند .
آنهایی که ادعا دارند نباید عید افغانستان با ایران همزمان باشد ، چرا نمیگویند که افق شرعی افغانستان و عربستان بسیار متفاوت است . و هیچگاه از نظر شرعی و عقلی و علمی نمیتوان باور کرد که افق عربستان و افغانستان در یک زمان و عید هر دو کشور در یک روز باشد.
ولی از زمانهای قدیم تا کنون حاکمان افغانستان و مولویهای محترم به دهان حاکمان وهابی عربستان چشم دوخته اند . و همیشه همزمان با عربستان عید اعلام کرده اند .
همانطور که بردگی و اجرای دستورهای ایران را در افغانستان بسیار مضر به جامعه و ملت افغانستان میدانیم ، بردگی و سر سپردگی به مفتی های عربستان را هم زهر کشنده و مسموم میدانیم برای افغانستان .
بنابر این در اعلام عید نه عربستان و نه ایران ، ملاک است . بلکه افق شرعی همان کشور اهمیت دارد و بس. در غیر این صورت دین ملعبه حاکمان عربستان و ایران خواهد شد و مردم مظلوم قربانیان این بازی مضحک و وحشتاک . 
خدا آن ملتی را سروری داد که .....تقدیرش بدست خویش بنوشت .

اظهار وجود حکمتیار

گلبدین حکمتیار در زمان ظاهر شاه عضو اخوان المسلمین شد و با ریختن اسید بر روی دختران و زنانی که به دانشگاه کابل درس میخواندند ، جنایتهای خود را آغاز کرد. در دوران جمهوری داود از ترس محاکمه و مجازات به پاکستان فرار کرد و در آنجا با دستگاه استخباراتی پاکستان آشنا شده و در طی چندین سال به مهره اصلی آی اس آی در افغانستان تبدیل گردید . با اشغال افغانستان توسط روسها ، تحت عنوان مجاهد هم از کمکهای هشتاد درصدی آمریکا برخورد گردید و هم سیاستهای استخباراتی پاکستان را در افغانستان اجراء میکرد. با سقوط دولت کمونیستها و آمدن مجاهدین به کابل ، با راکت باران کرد ن کابل به بیشترین عامل تخریب کابل  و کشتار مردم معروف گردید . با آمدن طالبان از آنجاییکه سیاست کثیف پاکستان در افغانستان به انتها نرسیده بود ، بنا بر تاکتیک به ایران پناهنده شد. با سقوط طالبان ، به جای همکاری و همیاری با مردم مظلوم افغانستان ، دوباره به دستگاه استخباراتی پاکستان پناه آورد و در طی سالهای اخیر با کشتار مردم بیگناه ادامه داده و هم اکنون با ارسال پیام عید فطر به رسانه ها ، نفاق و دشمنی خود  را با حقوق اقلیتها و خصومت خونی خود را مردم هزاره علنی نمود. 

از دیدگاه مردم افغانستان ، حکمتیار یک مرده سیاسی بیش نیست و زمانی که بیشترین کمکهای جهانی را در اختیار داشت ، نتوانست اقلیتها را از افغانستان محو کند . چه رسد به حالا که نه تنها قدرت گذشته را ندارد بلکه از نظر مردم افغانستان به یک خائن و مزدور معروف است . لذا رجز خوانی او و تهدید اقوام مختلف افغانستان از جمله مردم هزاره ، نشان دهنده مرگ سیاسی اوست که از سالها قبل آغاز گردیده است . 

حکمتیار میداند که در میدان افغانستان  محلی از اعراب ندارد . این گزافه گوییها فقط به خاطر اظهار وجود است تا اذهان مردم افغانستان او را فراموش نکرده باشند.

بهترین توصیه ما به حکمتیار این است که تمام عمرت به جنگ و کشتار و خون گذشت . به حرمت ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر دست از خیانت بردار شاید توبه ات پذیرفته شود . سالهای عمرت به سر رسیده . به فکر عزراییل باشد که چند روز دیگر تو را در بر خواهد گرفت .

حکومت فدرالی افغانستان ...

در افغانستان انواع اقوام ، زبانها و مذهب وجود دارد که در طول تاریخ خونین افغانستان ، حکومت و قدرت در دست قوم خاصی و در انحصار قوم و قبیله و طایفه مشخصی بوده است . نگاه گذرا به عملکرد حاکمان گذشته ، غیر از وطن فروشی ، قتل ، کشتار ، تبعیض و بی عدالتی ، چیز دیگری را نشان نمیدهد . 

در سی سال اخیر ، مردم افغانستان غیر از کشتار ، آوارگی ، انفجار ، انتحار و تبعیض چیز ی دیگر را لمس نکرده اند. آنچه به نظر میرسد قوم و قبیله حاکم به همان راه نیاکان خویش روان است . یعنی راه تعصب و تبعیض و .... و از طرفی دیگر برادران کرزی  قصد دارند قرائت خویش از  اسلام  را بر تمامی افراد افغانستان تحمیل کنند که به ذائقه همه خوشایند نیست . برادران کرزی خود را نماینده خدا بر روی زمین میدانند . امیرالمومنین انتخاب میکنند و به زور شلاق ، انفجار و کشتار قصد دارند امارت اسلامی خود را بر تمامی مردم بقبولانند.

حالا که قوم کرزی نه تسلیم میشوند و نه حاضر هستند زیر سایه قانون اساسی و حکومت قانونی افغانستان بیایند، راه سومی نیز وجود دارد و آن حکومت فدرال میباشد . حکومتی که رهبر شهید استاد بابه مزاری سالهای قبل آن را پیشنهاد کرده و حتی پیش نویس قانون اساسی حکومت فدرال افغانستان را از طریق حزب وحدت اسلامی افغانستان ، ارائه نمود .

از آنجا که برادران کرزی میخواهند قرائت مخصوص خود را از اسلام داشته باشند ، بهتر است که در مناطق خود و در صورت همراهی مردم ، حکومت منطقه ای خود را داشته باشند . دولت و پارلمان خود را داشته باشند و حتی در بعضی موارد داخلی خود  حق تقنین داشته باشند . همانطور که در اکثر کشورهای فدرالی مرسوم میباشند مانند آمریکا ، کانادا ، آلمان ، پاکستان و ....

در این صورت برادران کرزی آزاد هستند که در مناطق خود انتحار کنند ، سر ببرند ، مکتب بسوازنند ، معلم را به قتل برسانند ، شاگردان را مسموم کنند ، سرکها را منفجر سازند و خلاصه کلام اینکه اگر خواستند زودتر به بهشت بروند . بگذارند سایر مناطق افغانستان به زندگی خود ادامه داده و به قرائت خود از اسلام عمل نمایند. 


استاد قسیم اخگر در بستر بیماری و فقر...

یکی از انسانهای اندیشمند ، فرهیخته و روشنفکر افغانستان در بستر بیماری افتاده و با مرگ و فقر  دست و پنجه نرم میکند. هرگاه سخنان نغز و روشنگر او را از طریق رسانه میشنیدم ، احساس میکردم که هنوز روح عدالت خواهی و انسانیت در افغانستان زنده است . اما بیش از یک سال است که دیگر این صدا  و افشاگریهای او را نمیشنیدم . اما امروز متاسفانه خبر شدم این مرد هم در بستر بیماری و هم در حالت فقر بسر میبرد. بدون شک این مرد بر تمامی  مردم افغانستان و خصوصا عدالت خواهان و نهادهای مدنی و رسانه ها بسیار حق دارد . ولی متاسفانه از هیچ نهاد و رسانه ای ، دیگر خبری از قسیم اخگر نیست . از این بیخبری نهادها و رسانه ها و سکوت روشنفکران چنین استنباط میشود که افغانستان و جامعه آن سخت بیوفا و نمک نشناس است . حداقل کاری که نهادهای مدنی میتوانند انجام بدهند این است که گاهی به عیادت این مرد رفته و رسانه ها گزارش مختصری از حال و روز وی تهیه و در معرض نمایش قرار بدهند تا شاید اندک کمی از سوی افراد نیکو کار صورت پذیرد.

سهمیه بندی علم و دانش در افغانستان ...

وقتی مسولین نالایق و متعصب وزارت تحصیلات عالی افغانستان میبینند که مردم هزاره علم دوست و علم پرور هستند و از نان شب میگذرند اما از درس و مکتب اولادهایشان نمیگذرند ، وقتی میبینند که در مناطق برادران کرزی ، مکتب میسوزانند ، کتاب به آتش میکشانند و معلم سر میبرند و شاگرد مسموم میکنند ، فکر میکنند که آینده علم و دانش از فرزندان مناطق مرکزی خواهد بود .... این متعصبین کوردل به جای اینکه مسئله را حل کنند ، صورت مسئله را پاک میکنند . به جای اینکه قوم خود و برادران کرزی را نصیحت کرده و راه حل مناسب پیدا کنند و فکر منطقی نسبت به آینده اولادهای خود کنند ، تصمیم میگیرند که حق ورود به دانشگاه ها را سهمیه بندی کنند.در این راستا بی عدالتی و ظلم و تعصب به اوج خود میرسد زیرا :

اولا تعداد واقعی نفوس و جمعیت ولایتها و ولسوالیها بر طبق آمار رسمی وجود ندارد .

دوما همانطور که در سهمیه بندی تعداد وکلای مجلس نمایندگان بی عدالتی و ظلم صورت خواهد گرفت ، در سهمیه بندی حق ورود به دانشگاه هم چنین خواهد شد .

سوما دیگر هیچ انگیزه ای برای تلاش و کوشش شاگردان مکاتب وجود نخواهد داشت زیرا چه بخوانند و چه نخوانند ، از هر منطقه تعداد مشخص و معین حق ورود به دانشگاه خواهند داشت .

در آینده نزدیک علم و سواد و لیاقت و صلاحیت جای خود را به جهل و بیسوادی تاریکی خواهد داد .

جامعه علمی و دانشگاهی افغانستان دچار مشکلات فراوان خواهد گردید از جمله افت شدید سطح علمی دانشگاه ها 

چهارما آنطور که مناطق ولایتها و ولسوالیهای افغانستان دسته بندی شده بر اساس تبعیض و ظلم بوده و هیچ ملاک دیگری ندارد زیرا در بعضی از ولسوالیهای مناطق مرکزی افغانستان جمعیت یک صد هزاری و یا بیشتر وجود دارد اما در بعضی ولسوالیهای قوم کرزی تعداد جمعیت حتی کمتر از ده هزار نفر میباشد .

بنابرین لازم است که تمام روشنفکران ،  دانشگاهیان و دلسوزان علم و دانش افغانستان باید راه های مقابله با سهمیه بندی دانشگاه ها را جستجو نمایند و نگذارند سرنوشت آینده علم ، دانش و فرهنگ افغانستان بدست عده ای جاهل ،  نالایق و متعصب رقم بخورد .


قدرت مردم

قدرت مردم  ، بدون شک قدرتی است که نه گلوله های تفنگ میتواند آن را متوقف کند و نه ضربه شمشیر. اگر واقعا مردم به اندازه ای از سطح آگاهی و شعور برسند ، میتواند به سیل خروشانی تبدیل شود که هیچ سدی نمیتواند مانع اراده آهننین مردم گردند. دین اسلام هم به انواع مختلف ، قدرت مردم را به رسمیت شناخته و حتی بر هماهنگی ، اتحاد و مدیریت جریان مردمی تأکید نموده است . یدالله مع الجماعه یعنی دست خداوند همراه جماعت میباشد. واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ... همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید و متفرق نشوید و ...

در طی چند روز اخیر قدرت مردم و اراده مردم و با حمایت نظامیان و با سرنگونی مرسی به منصه ظهور رسید. مرسی با حمایت اخوان المسلمین و تندروهای اسلامی فکر نمیکرد به این آسانی خلع قدرت گردد.

مردم افغانستان باید از این قضیه درس عبرت بگیرد و نسبت به قدرت خویش باور داشته  باشد.سی سال است که اراده کشورهای بیگانه و مزدوران داخلی آن ، افغانستان را به فاسدترین و خراب ترین کشور دنیا تبدیل کرده است .

تا وقتی مردم افغانستان اراده نکند و نخواهد ، نه کشورهای خارجی دلسوز هستند و نه مزدوران داخلی آنان. البته لازم است که اراده و قدرت  مردم مدیریت شده و به سویی کشانده شود که منافع تمام مردم افغانستان را در بر گیرد.

نه کشورهای غربی و نه همسایه های افغانستان ، به فکر منافع مردم هستند و نه مزدوران آنان . تنها و تنها اراده مردم است که میتواند منفعت افغانستان را تضمین کند و بقول قرآن کریم ...لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم ... خداوند هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان  خود را تغییر دهد ...

امارت اسلامی افغانستان

بیش از ده سال است که حامد کرزی تلاش دارد تا برادران ناراض  خود را به پای میز مذاکره بکشاند .شورشیان مخالف نه تنها به این خواست کرزی تن نمیدهد بلکه روز به روز بر حملات خود و کشتار مردم بیگناه کوچه و بازار و شخصیتهای مخالف طالبان ، شدت میبخشد. بلاخره با حمایت آمریکا ، قطر و برخی از کشورهای ذینفع  ، دفتر نمایندگی طالبان تحت عنوان دفتر سیاسی امارت اسلامی افغانستان در قطر افتتاح گردید . بدون شک هیچ کسی مخالف آوردن صلح و ثبات در افغانستان نیست . اما نه به هر قیمت . چیزی که تاکنون جریان دارد و آشکار میگردد ، صلح و مصالحه با طالبان نیست بلکه نادیده گرفتن خون شهداء و پایمال کردن خواست اکثر مردم افغانستان است و از طرفی دیگر مذاکره مستقیم آمریکا و طالبان به معنای تسلیم دولت و ملت افغانستان به خواست و نظر طالبان است و پیروزی بزرگ برای برادران ناراض کرزی . به رسمیت شناختن حکومت امارت اسلامی افغانستان یعنی اینکه افغانستان هم اکنون دارای دو دولت و حکومت میباشد . 

آنچه که قابل پیش بینی است این میباشد که افغانستان در سال جاری تحولات بسیار پیچیده و سرنوشت ساز را پشت سر خواهد گذاشت . نتیجه این جریانات بستگی به عملکرد دولت کرزی و آمریکا دارد . اندکی غفلت و سهل انگاری از طرف دولت و آمریکا میتواند نتایج ناگواری برای مردم افغانستان ببار آورد. اگر حکومت کرزی و آمریکا نسبت به مردم افغانستان و جامعه جهانی صداقت دارند ، اکنون بهترین وقت است برای ثابت کردن آن وگرنه پنبه خواهد شد هر چه مردم و جامعه بین الملل در مدت 12 سال با تقدیم خسارت بزرگ جانی و مالی  در افغانستان بافته اند. و در آنصورت دولت کرزی و اوباما  باید پاسخگوی جامعه بشریت و تاریخ باشند.

انتخابات ایران ...

هشت سال حکومت آقای احمدی نژاد برابر است با تخریب وجه داخلی  و  بین المللی ایران . رفتار و گفتار سبک آقای احمدی نژاد در تمام عرصه های داخلی و بین المللی ، آنقدر مشمئز کننده بود که حتی کاسه صبر حامیان اصلی او را هم به ستوه آورد .به نظر من  شکست افراط و انحصار  و پیروزی اعتدال شاید به خاطر حب علی نباشد و بغض معاویه باشد . دیده شود که دولت امید و اعتدال از این فرصت بدست آمده چگونه استفاده کرده و وجه خراب شده داخلی و خارجی ایران را تا چه حد ترمیم میکند .ولی با این وجود جرقه امیدی است برای اصلاحات . خدا کند که در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز پیروزی از آن مردم و ملت باشد نه از گروه قبیله گرا و فاشیسم . شرایط اجتماعی افغانستان و ایران در بسیار موارد با هم تفاوت دارد . ولی وظیفه سنگین و خطیر نهادهای مدنی و رسانه ها در راستای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه میتواند نقش مهم در راه استقرار مدنیت در افغانستان داشته باشد . 

مارشال ماشینی  افغانستان

قبلا فکر میکردم مارشال قسیم فهیم متناسب با نام و تجربه سی ساله جهاد یک شخصی فهمیده و توانمند باشد . اما وقتی به دقت به سخنان او در جمع والیان افغانستان گوش کردم متوجه شدم که در افغانستان هیچ چیز سر جایش قرار ندارد . انسانهای فهمیده و کارکشته و با تجربه به حاشیه و کناره رانده میشود اما برعکس انسانهایی که نه فهم و شعوری در مغز دارند و نه کلام و سخن منطقی در زبان در رأس امور قرار میگیرند . حالا فهمیدم که جناب مارشال قسیم فهیم و خیلی از مارشالها و ژنرالهای ماشینی افغانستان ،  فقط به درد گاو چرانی و بز چرانی میخورد و بس البته با عرض معذرت از گاوها و بزها ....


کشتار هزاره ها در کویته و پندها و عبرتها  

تاریخ  قتل و کشتار های زیادی  را در خاطره خود دارد .اما کشتار هزاره ها در نوع خود یکی از پیچده ترین و دردناک ترین میباشد و شباهتهای ویژه ای به هولوکاست دارد .چرا که در جریان هولوکاست صدها هزار انسان به جرم دین و مذهب قتل عام و در کوره های آدم سوزی آلمان نازی خاکستر شدند . اگر به قتل عام ۶۲ درصدی مردم هزاره در زمان عبدالرحمن جلاد مراجعه کنیم میبینیم که عبدالرحمن در ابتدا فتوای مولوی های درباری  مبنی به جواز قتل شیعیان را اخذ نموده و در پناه همین فتوا ها  اقدام به قتل و اسارت مردم هزاره کرده است .البته شکی نیست که تعصبات نژادی هم در آن بی اثر نبوده است .

بعد از عبدالرحمن تعصبات قومی ٬نژادی و مذهبی بر مردم هزاره با شیب و فراز ادامه یافت تا اکنون که توسط دستهای پنهان و مرموز منطقه شدت یافته است .
وقتی احساس همدردی و غم شری‍کی مردم را در اقصی نقاط جهان شامل  تظاهرات و اعتصاب غذا مشاهده میکنم ٬ از اینکه یک هزاره میباشم و در بین مردم من چنین احساس انسانی و اخوت و برادری وجود دارد احساس بسیار خوبی به من دست میدهد . وبه آینده درخشان این مردم بسیار خوش بین میشوم .
اما گاهی تجزیه و تحلیلهای خام و نسنجیده بعضی به ظاهر روشنف‍کران را میخوانم احساس میکنم که عده ای میخواهند از آب گل آلود ماهی مراد را بگیرند و فضا را به نفع اندیشه ها و نظریات خطرناک خویش تمام کنند.

عده ای قضیه را صد در صد مذهبی جلوه میدهند و سعی میکنند ٬با شعارهای تند مذهبی ٬ تعصبات مذهبی را شعله ور نموده و در نتیجه عده بیشماری از برادران اهل سنت ما که  شدیدا اینگونه اعمال را تقبیح نموده و با قتل و کشتار مذهبی مخالف هستند ٬ نسبت به این موضوع حساس شده و عملا از حمایت و پشتیبانی مردم هزاره خود داری خواهند ورزید .
از طرف دیگر عده ای هم با غرض و یا بدون غرض ٬ کشتار هزاره را صد در صد نژادی و قومی جلوه میدهند و سعی میکنند که به انواع ترفندها ٬ مردم را نسبت به باورها و ارزشهای دینی و مذهبی خود دلسرد کنند.
 به نظر اینجانب ٬ قتل و کشتار مردم هزاره بسیار پیچیده تر از آن است که ما بخواهیم در قالب نژاد و یا مذهب بگنجانیم .
اگر عمیق تر بیندیشیم ٬ این قضیه هم دلیل نژادی و هم دلیل مذهبی داشته و در کنار آن عوامل دیگری هم هست که نباید از آن غافل شد . که یکی از این عوامل مسایل سیاسی و معاملات منطقه ای میباشد که در پاکستان و کشورهای همسایه آن در جریان است .
مردم هزاره چه در پاکستان و چه در افغانستان ٬ نقاط ضعف زیادی دارند که هر یک صدمات شدیدی بر پیکره این جامعه وارد میکند .
تنها راهی که برای مقابله با این نقاط ضعف وجود دارد این است که اولا جامعه هزاره استقلال خود را از بعضی کشورها مانند ایران حفظ نموده و منافع خود را دنبال کنند چرا که بعضی  از سیاستهای ایران مانند روز قدس و حمایت از فلسطین و تظاهرات روز قدس نه تنها منافعی برای جامعه هزاره ندارد بلکه میتواند ضررهای بیشماری را وارد کند .
سکولار شدن و بی دینی هم راهی نیست که مردم هزاره در پناه آن به مقاصد و منافع برسد چراکه این راه توسط بسیاری از جوامع تجربه شده و غیر از فروپاشی و شکست چیزی دیگری را بدنبال نداشته است .
خوب است که مردم هزاره نه مانند شبکه اهل البیت و اللهیاری راه تند و افراطی را در پیش گیرند و نه مانند عده ای از روشنفکر نماها طبل بی دینی و بی مذهبی را بکوبند .
علاوه بر آن سعی شود که جامعه هزاره در مسایل سیاسی هوشیار بوده و تلاش نماید تا دوستان و شریک های منطقه ای چه از اهل سنت و چه در سایر اقوام برای خود دست و پاکند .

بدون شک افراد تحصیل کرده و قلم بدست میتواند سهم فعالی در این راه داشته باشد .

سکوت بی بی سی در کشتار مردم هزاره کویته

چندین سال است که مردم بی دفاع و مظلوم هزاره در کویته قربانی وحشت و ترور میشوند. در حادثه اخیر بیش از 300 نفر کشته و زخمی شده که اجساد شهداء تا هنوز دفن نشده و به نشانه اعتراض به حکومت پاکستان و مراجع بین المللی ، مردم در هوای سرد زمستانی در کنار اجساد شهداء تحصن کرده اند . در این بین،  سکوت مرگبار بی بی سی دردناک است . همیشه بی بی سی خود را یک نهاد بی طرف معرفی کرده و داد از اطلاع رسانی شفاف و بی غرض دارد . اما عملکرد بی بی سی در قبال کشتار مردم مظلوم هزاره در کویته نشان از عملکرد دوگانه و سیاست غرض آلود آن دارد . اینجانب قبلا تمام اخبار جهان را از بی بی سی دنبال میکردم . اما اینک نسبت به بی بی سی نظرم برگشته و از آن متنفر و بیزارم ، بخاطراینکه نسبت به کشتار مردم بیگناه سکوت میکند و تحت پوشش خبری نمیدهد.

لازم است تمام انسانهای آزاده و خصوصا مردم ما نسبت به کشتار مردم هزاره بی تفاوت نباشند و حداقل فریاد خود را بلند کنند. به همین مناسبت مردم هزاره مقیم دانمارک در شهر کپنهاگ در مسجد خاتم الانبیاء و حسینیه المهدی ، با برگزاری مجالس و جمع آوری پول جهت کمک به خانواده شهداء اقدام نموده است . همچنین در تاریخ 13 و 14 جنوری 2013 در مقابل پارلمان دانمارک به صورت شبانه روز  و در هوای سرد زمستان و بارش برف ، تحصن نموده و نسبت به این جنایت اعتراض نمودند.


حرفهای بی منطق

از وقتی که در  غرب زندگی میکنم ، گاه و بیگاه از بعضی افراد ، میشنوم که در باره هستی و دنیا صحبت میکنند و گاهی چنان اظهار فضل میکنند که تصور میکنند به عنوان یک متخصص ، یک نظریه علمی تازه کشف شده خودشان را بیان میکنند. میگویند ما انسانها مانند کرم روزی ، بدنیا می آییم و روزی مانند کرم میمیریم و مانند کرم خاک و نیست و نابودم میشویم و زندگی انسان مانند سایر مخلوقات ، یک دوره کوتاه مدت است و دیگر هیچ .

قیامت ، خدا ، زندگی ابدی ، قران و امام و پیامبر ساخته و پرداخته آخوندها و انسانهای ساده لوح و زود باور است . دین و مذهب ساخته خیال و ذهن انسانهای سوءاستفاده گر است برای استثمار و استعمار مردم . 

پس از اظهار این کشف تازه خود ، شروع میکنند و به توهین و اهانت به دین و مذهب و عقاید و باورهای مردم . البته گاهی بنابر حفظ آبرو و مصلحتهای اجتماعی ، در مراسمها و آیینهای مذهبی و دینی و مراکز دینی مانند مساجد و غیره نیز دیده میشوند .

وقتی از این ادمها سوال میکنم که اگر چنین باشد و خدایی و خالقی و نظم دهنده ای در این جهان نباشد ، پس این همه نظم و انضباط جهان را چه کسی بوجود آورده ؟ در جواب میگویند خود این جهان به خودی خود منظم میباشند . میپرسم پس اگر بگویم خانه تو خود به خود درست شده و مهندس و بنا و نجار و آهنگر و برق کش و شیشه بر و غیره و غیره نقشی در آن نداشته ، بی جواب میماند .....

وقتی میگویم که این ماشینی که سوار میشوی ، خود به خود درست شده و فرمان و چرخ و موتور و ترمز و غیره و غیره خود به خود کنار هم جمع شده و ماشین درست شده ؟ باز هم حیران میماند .... نمیدانم این افراد با این حرفهای بی منطق چه را میخواهند ثابت کنند .... 

تحجر دینی یا دین ستیزی

عده ای از افراد متدین و مذهبی چه شیعه و چه سنی ، با تندروی و تعصب و بدون اینکه بخواهند و یا بتوانند ، دیگراندیشان را تحمل نمیکنند. سعی میکنند یک شبه وارد جنت شده و تلاش میکنند ، چه با زور و چه با رضایت ، دیگران را هم وارد جنت کنند. بدون آن که بدانند جنت و جهنم چیست و فلسفه آن چه میباشد . فکر میکنند ، نماینده خاص خداوند و پیامبر اسلام هستند و تکلیف مقدسی برگردن آنان است تا کل بشر را هدایت و اگر نشد با انتحار ، مردم را مجازات یا پاداش بدهند . چنان تحجر و پرده تعصب ، چشم و عقلشان را کور کرده است که هیچ عقیده و نظری را قبول نکرده و به کفر میکشانند. 

بر عکس عده ای دیگر هستند که بنام روشنفکری و یا تظاهر به روشنفکری ، خیال میکنند ، دنیای پیشرفته غرب با دین ستیزی به جایی رسیده اند . انسانهای دینی و مذهبی را تمسخر میکنند و مارک عقب مانده و یا متحجر بر پیشانی آنان میزنند . غافل از آن هستند که دنیای پیشرفته غرب فقط از راه احترام و عمل به قانون ، تحمل عقاید و نظرات مخالف ، آزادی اندیشه و عقاید و با تلاش و کوشش به این پیشرفت رسیده اند . بنابرین خود شاهد هستیم در کشورهای غربی ، هر گروه و عقیده و دین و مذهب آزاد هستند و حتی  مطابق قانون حق دارند ، فرزندان خود را طبق  عقیده خود تربیت کنند و حتی در خیابانها و در منظر عمومی ، فستیوال انجام داده و یا رژه بروند و یا به عبارتی راهپیمایی کنند. در تمام شهرهای بزرگ این کشورها ، شیعیان با آرامی و مسالمت آمیز راهپیمایی خود را انجام دادند و هیچ مخالفتی با آنان نشد .

در حالیکه در دانشگاه کابل که باید مهد علم و تمدن و تضارب آراء و اندیشه باشد ، بر سر اینکه آیا عزاداری امام حسین برگزار شود یا نه ، کشته و زخمی بر جای گذاشته میشود .

خوب است انسانها به جای تکفیر و تحمیق دیگران ، به عقاید و نظریات هم احترام گذاشته و به مردم اجازه بدهند خود آزادنه راه و روش زندگی کردن و اندیشیدن را انتخاب کنند. نا با زور انتحار و نه با نشان تکفیر .

لعنت به مسلمانهاییکه دو رو و دو رنگ هستند...

زمانی که قرآنها و مساجد در ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک به آتش کشیده میشد و هنگامی که ده ها زن و کودک بیگناه در بهسود کشته و زخمی شدند و در حالی که مردم مناطق مرکزی افغانستان ، در راه رفتن به کابل به خاطر نبودن امنیت ، به قتل میرسند ، و هنگامی که انسانهای بیگناه توسط طالبان سربریده و یا تیر باران میشوند ، هیچ فریادی بلند نمیشود . هیچ صدایی شنیده نمیشود ، اما زمانی که یک دیوانه آمریکایی فیلمی ساخته و به پیامبر گرامی اسلام اهانت میکند ، عده زیادی از مسلمانها ، شهر را به آتش و آشوب میکشند . این نوع مسلمانها انسانهای دو رنگ و دو رو هستند . انسانهای منافق هستند .

 

چرا پادشاه عربستان سعودی و مردم سرزمین حجاز و عربهای شیخ نشین خلیج فارس هیچ فریادی نمیکشند ؟ آیا خادم الحرمین شرفین مسلمان نیست ؟ آیا وهابیها درد دین ندارند ؟ اگر فیلم آمریکایی خلاف اسلام است چرا مردم عربستان سعودی ، شهر و خانه خود را به آتش نمیکشند و یا صدای خود را بلند نمیکنند. و اگر فیلم آمریکایی اهانت نیست چرا مردم افغانستان و بعضی از کشورهای مثل یمین و لیبی و سودان دست به آشوب میزنند؟ معلوم است که وهابیها و حکومت عربستان ، به چه راهی روان میباشند؟

لعن و نفرین خداوند بر چنین انسانهای منافق و دو رنگ و نیرنگ باز ...

کرزی پالان خر را عوض میکند ...

پس از اینکه وزیران دفاع و داخله افغانستان ، از مجلس نمایندگان ، سلب اعتماد شده و از وزارت برکنار شدند ، جناب کرزی به جای اینکه افراد تحصیل کرده ، لایق و شایسته را برای وزارت معرفی کند ، دست به اقدام عجیب و غریبی میزند . بسم الله محمدی که از وزارت داخله برکنار شده بود ، به عنوان وزیر دفاع معرفی شده و اسدالله خالد که خود رئیس یکی از باندهای بزرگ قاچاق و مافیایی در افغانستان میباشد ، را به عنوان ریاست امنیت ملی معرفی کرده است ....

اقای کرزی به جایی اینکه مصلحت و منفعت ملت افغانستان را در نظر بگیرد ، بیشتر به فکر منافع شخصی و باداران خود بوده و به جای اینکه خر را عوض کند ، پالان خر را عوض میکند .

حالا نوبت نمایندگان مجلس میباشد ، عکس العمل نمایندگان در قبال معرفی افراد جدید ، ثابت میکند که ایا این نمایندگان ، واقعا به فکر منافع و مصالح ملت هستند و یا اینکه با زر و زور و تزویر معامله کرده اند ؟ اگر افراد جدید که عدم شایستگی و لیاقت آنان بر همگان ثابت شده است ، از مجلس رای اعتماد بگیرند ، مطمئنا ، پارلمان خریداری شده و هیچ توقع مثبتی از آنان نباید داشت ....

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2012/09/120902_l09_new_af_ministers.shtml

خرافات پرستان

چند روزی میشود که در سایتهای اجتماعی اینترنت از جمله فیسبوک ، عکسهای دختری نشان داده میشود که نام مقدس الله و محمد (ص) به رنگ سرخ در صورت وی نقش بسته شده است و اظهار شده که این دختر در یکی از شبهای رمضان ، هزار رکعت نماز خوانده و سپس دعا و مناجات کرده و یک مردی برایش ظاهر شده و اسامی مقدس را در صورتش ، نقش بسته است .

در جامعه ای که بیش از ۹۰ فیصد آن بیسواد و در جهالت باشد ، خرافات ارزش پیدا میکند.

اولا که خداوند هیچ نیازی ندارد که برای اثبات خود ، اسامی مقدس را در صورت یک دختر نقش کند. برای اثبات خداوند به اندازه کافی دلیل و استدلال  نشانه وجود دارد .

دوما خدای که در صورت این دختر اسامی را نقش بسته کرده خیلی بیسواد بوده و سرچپه نوشته است. خدای بیسواد برای همین مردم بیسواد و جاهل و خرافه پرست مناسب است و بس .

سوما این دختر اظهار میدارد که در یک شب هزار رکعت نماز خوانده است . اگر یک رکعت یک دقیقه در نظر بگیریم ، هزار رکعت بیش از ۱۶ ساعت وقت میگیرد . و این ثابت میکند که این قضیه یک دروغ و دسیسه و فتنه ای بیش نیست که با احساسات دینی و اعتقادات مردم بازی میکند.

ممکن است که برادران ناراضی کرزی که چنین دروغ و فتنه ای را درست کرده اند ، این قضیه را باور کنند . همانطور که دیگر برادران ناراضی کرزی ، کلید را به گردن می اندازند و پاسپورت جنت را در جیب میگذارند و در ماه رمضان و قبل از افطار ، زنان و کودکان را خاک و خون میکشانند ، دنبال این حرفها و خرافات هستند.

حرف آخر اینکه فقط انسانهای کوته بین و جاهل و خرافات پرست این حرفها را باور میکنند.

روح الله نیکپا و بهاوی قهرمانان ملی !

زمانی که روح الله نیکپا در حال مسابقه المپیک لندن بود ، عده  بسیار زیادی از مردم افغانستان خصوصاً جوانان ، تلاش میکردند که پخش مستقیم این مسابقه را از طریق تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت ، موبایل ، رادیو و .... دنبال کنند. چرا که همه چشمها و قلبها به سوی حرکات نیکپا بود و همه برای قهرمانی او دعا میکردند. روح الله دیوارهای قومی و نژادی و زبانی و مذهبی را از پیش پای خود برداشته بود و دیگر فرقی نمیکرد. 

پشتون ، تاجیک ، ازبک ، هزاره و خلاصه هر تبعه افغانستان برای پیروزی اش دعا و خدا خدا میکردند. چرا که از میان سی سال جنگ و خونریزی ، میرفت که این شیر بچه ، مدال قهرمانی را بدست آورد و ثابت کند که افغانستان میخواهد دیگر در صدر اخبار انفجار و انتحار نباشد. قهرمان دیگر بنام نثار احمد بهاوی اگر چه مدالی بدست نیاورد ، ولی نزد هر افغان قهرمان میباشد . 

در طی این هفته تمام صفحات اینترنتی ، فیسبوک  و روزنامه ها که متعلق به افغانها بود ، از قهرمانی نیکپا و بهاوی گفتند  عکسهای آنان را نشر کردند. 

 

این دو فهرمان ، به حقیقت قهرمانی ملی هستند چرا که تعصبات قومی ، نژادی ، لسانی و مذهبی را از بین برده و در دل هر افغان جای پیدا کردند. 

در حالیکه تمام رهبران و سران جهادی ، در طی 30 سال گذشته ، به چنین موفقیتی دست پیدا نکرده اند.

خوب است رهبران و نخبگان سیاسی از این دو جوان درس بگیرند و راه های اتحاد ملی را بیاموزند.

زنده باد قهرمانان ورزشکار افغانستان

آکادمی علوم افغانستان ، سرچشمه نفاق

نفوذ حلقه های فاشیست قومی در آکادمی علوم افغانستان خطر بسیار بزرگی است که نه تنها صلح و ثبات را کاهش میدهد بلکه افغانستان جنگ زده را به انواع آشوبها و درگیریهای قومی و نژادی ، سوق میدهد .

استفاده از پول بیت المال در جهت چاپ و انتشار کتابهای توهین آمیز به اقوام مختلف افغانستان حکایت از آن دارد که  اطرافیان قوم پرست  کرزی راه خطرناکی را در پیش گرفته اند. راهی که افغانستان را ممکن است به جنگهای قومی و نژادی دهه هفتاد خورشیدی بکشاند.

ولی باید به این افراد نکتایی پوش قلم بدست  کور مغز ، اخطار داد که تنها قوم هزاره متضرر این حرکات مشکوک نخواهد بود بلکه در صورت ادامه این حرکات مغرضانه ، دامنه آتش آن ، قوم انحصار طلب را نیز در بر خواهد گرفت .

آنچه در کتاب انتشار شده در آکادمی علوم ادعا شده ، قوم هزاره را به انواع مختلف تحقیر و توهین کرده اند. اما باید گفت که هزاره  پاک ترین و زحمت کش ترین اقوام افغانستان بوده و میباشد . چرا که تا حالا سابقه نداشته است که یک هزاره خود را در بین مردم انتحار کرده باشد . بلکه تمام عالم میداند که انتحار مختص کدام قوم میباشد.

در مناطق هزاره نشین چه در شهر و چه در روستاها ، از کشت تریاک و چرس خبری نیست برعکس  نه تنها کشت مواد مخدر بلکه قاچاق آن به سراسر جهان بدست قوم سلطه گر صورت میگیرد.

صدها عمل شنیع و زشت دیگر بدست این افراد صورت میگیرد که انسان از بیان آن شرم دارد .

 حال اگر چه کرزی  مسولین انتشار این کتاب را از کار برکنار کرده است اما اگر قصد کرزی اتحاد اقوام است باید ، تلاش کند تا این افراد به حد اکثر مجازات برسند تا دیگر کسی بر علیه صلح و آرامش مردم توطئه نکند.

به اعضای آکادمی علوم و قلم بدستان آن هشدار داده میشود که از طریق قلم خود ، افغانستان را به خونریزی دیگر مبدل نکنند.

چرا که دیگر وقت آن به سر آمده که به یک قوم خاص امتیاز داده شود و به دیگر اقوام اهانت گردد . وگرنه قلمشان شکسته و صدایشان در حلقومشان خفه خواهد گردید.

از نام آکادمی علوم افغانستان چنین به ذهن میرسد که باید عده ای از نخبگان و دانشمندان و فرهیختگان افغانستان جمع شده و از طریق نوشتن و نشر کتاب به  کشورشان خدمت میکنند. اما وقتی گوشه هایی از کتاب منتشر شده آنان را مطالعه کردم . از سبق و سیاق نوشته آنان چنین فهمیدم که عده ای لوچک و بیسواد که موفق نشده اند در دوائر دولتی و سازمانهای خارجی ، کاری برای خود پیدا کنند ، در آنجا جمع شده اند وبا حیف و میل کردن بیت المال ، به مردم زجرکشیده افغانستان خیانت میکنند.

ننگ و شرم باد بر کسانی که از راه قلم و کتاب ، افغانستان را به خانه جنگی دیگر میکشانند.

تو کز محنت دیگران بیغمی !

بنی آدم اعضای یک پیکرند ؟؟؟                     که در آفرینش زیک گوهرند؟؟؟
چو عضوی بدرد آورد روزگار                            دگر عضوها  را نماند  قرار؟؟؟
توکز محنت دیگران بیغمی                            نشاید که نامت نهند آدمی

سعدی

قربان شوم خدا را یک بام و دو هوا را

اخیراً یکی از کشیشان آمریکایی به نشانه اعتراض به اعمال تروریستی که از طرف بعضی از مسلمانان تندرو صورت میگیرد ، اقدام به سوزاندن قرآن کریم کرده است. البته او قصد داشت که در سال قبل دست به این عمل زشت و ناپسند بزند که بدلیل اعتراضهای گسترده مسلمانان ، موفق به انجام آن نشد بود.

حالا اگر کوچکترین اهانتی از طرف کفار به قرآن کریم صورت بگیرد ، تمام مسلمانان تندرو اقدام به تظاهرات نموده و شهر و دیار را به آشوب کشیده و ...

این که اهانت و توهین به قرآن کریم یک عمل بسیار زشت و گناه نابخشودنی است هیچ شکی نیست و باید قرآن کریم این معجزه جاویدان پیامبر اسلام را احترام نموده و در قلب و جان خویش جای دهیم.

اما چیزی که بسیار موجب تعجب من میشود این است که وقتی افراد طالبان به مدارس و مکاتب افغانستان حمله میکند و به آتش میکشاند ، در این میان کتابها و حتی صدها قرآن کریم به آتش کشیده شده که بارها در رسانه ها منعکس شده است . اما هیچ یک از افراد به اصطلاح مسلمان عکس العملی از خود نشان نداده و آب از آب تکان نمیخورد.

زمانی که کوچیهای وحشی به مناطق هزاره نشین در بهسود و سایر مناطق حمله نموده  ، خانه ها ، مدارس و حتی مساجد را به آتش میکشاند و به غارت اموال مردم میپردازند ، که بازهم صدها قران کریم در خانه ها و مساجد و مدارس به آتش کشیده میشود . اما صدای اعتراضی از این مسلمانان به گوش نمیرسد.

اینجاست که گفته شاعر به ذهن میرسد:

قربان شوم خدا را یک بام و  هوا را

 

اطلاعیه برگزاری تظاهرات هزاره های دانمارک، بر ضد نسل کشی هزاره های کویته

بسم الله الرحمن الرحیم

اطلاعیه

برادران وخواهران گرامی!


مدتی است که هزاره های کویته مورد آماج حملات سیستماتیک تروریستی قرار گرفته است. صد ها نفر تا کنون جان خود را از دست داده است و صدها نفر در غم از دست دادن عزیزان خود به ماتم نشته است. کویته یک پارچه اضطراب، وحشت و به گورستان مردم بی گناه هزاره مبدل شده است.
حملات هدفمندانه و بزدلانه ای تروریستان تحت حمایت برخی دولت مردان پاکستان موج اعتراضات جهانی را برانگیخته، هزاران هم سرنوشت فریاد عدالت خواهانه ی خویش را در سراسر جهان بلند می کنند. تا کنون هیچ دولت و یا سازمان بین المللی حتی سازمان های به اصطلاح طرف دار حقوق بشر این جنایت ضد بشری را محکوم نکرده است.


بنابر این ازهمه ی شما برادران وخواهران گرامی صمیمانه تقاضا مینمایم تا درتظاهرات بزرگ سراسری در کنار هم صدای اعتراض خویش را در پیوند با کشتارمظلومانه مردم بی دفاع ما در کویته پاکستان به گوش جهانیان رسانیده وخواهان پایان جدی این کشتار بی رحمانه گردیم.


زمان: دوشنبه 30.04.2012 ساعت 2 الی 4 .
مکان: مقابل وزارت خارجه دانمارک

Ministry of foreingn affairs of Denmark
Asiatisk plads 2 1448 K.B .K

تذکره سند هویت ملی

تذکره یا شناسنامه مهمترین سند ملی در هر کشور میباشد . تمام کشورها سعی میکنند که در این سند بسیار مهم ملی ، سمبلی از اتحاد و یگانگی ملت نشان داده شود .

اما در افغانستان همانطور که تمام کارها بر خلاف منطق و اصول پیش میرود ، تذکره ملی هم میشود سمبلی از تبعیض و نفاق .

در قانون اساسی افغانستان ، زبان فارسی دری و پشتو زبان رسمی کشور دانسته شده است . اما در عمل به طرق مختلف سعی میشود که نسبت به فارسی دری ، ظلم و تبعیض صورت گیرد و تعصب کور کورانه دولت فاشیسم و حلقات قوم گرای کرزی ، آشکار میگردد.

توزیع شناسنامه های جدید اگر چه خبر بسیار خوب و خوشحال کننده است اما وقتی به ظاهر بد قیافه آن نظری انداختم . هیچ میلی در خود احساس نکردم تا من هم صاحب یکی از این تذکره های شوم که نمادی از ظلم و تبعیض باشد . دوست دارم شناسنامه ای داشته باشم که مظهر اتحاد بوده و اثری از تبعیض در آن نباشد .

مصاحبه با نماینده طالبان

خــبرنگار بی بی چهــل :
آقای جنت گل بشما درود فرستاده و تشریف آوری تان را در دفتر مان خیر مقدم می گویم !

مــــــلا جــــــنت گـــــل :
او برادر تو ای درود مرود ه پس کو سم مسلمانی سلام پرتو ، داسی وایه السلام علیکم و رحمت الله و برکاة !

خــبرنگار بی بی چهــل :
خوب باشد مرتبه بعدی همانطور خواهم گفت و حالا به اجازه شما اولین سوالم را چنین آغاز میکنم که این امریکایی های که از یکسو تلاش دارند تا در افغانستان برای شان جای پای دایمی درست کننند ، پس چرا آنها از سوی دیگر با سوختاندن قرآن کریم کتاب مقدس مسلمانان مرتکب جنایت نابخشودنی شده و در حقیقت تیشه به ریشه خود می زنند ؟

مــــــلا جــــــنت گـــــل :
ورور جانی مگر نشنیدی که ده کتاب آمده الکاپرو والجاهلو ، کاپر دیگه جاهل است از همی بابت جای شان ده آتش دوزخ است.

شاعر بسیار خوب میگه که :

در کتاب حضرت حق است کاپر همچو مار
مار را هیچ چاره دیگر به از کشتار نیست

خــبرنگار بی بی چهــل :
ملا صاحب اما بعض مردم به این عقیده اند که اصلاً این عمل از طرف امریکایی ها صورت نگرفته بلکه یک توطئه است از طرف ایران ، پاکستان و طالبان برای تحریک مردم بر ضد امریکا و غرب ، نظر شما درین مورد چیست ؟

مــــــلا جــــــنت گـــــل :
همی خبرنگار الجزیره بسیار تکله آدم بود ، سوال های بسیار خوب میکرد ، اما ورور جانی تو بیخی چتیات میگی هر کس گفته تو توه است بد کده چی تو توه است !؟
اگر کرآن ره عسکر امریکا نسوختانده خی کی سوختانده ؟ مسلمان ها سوختانده !؟

خــبرنگار بی بی چهــل :
خوب بهر صورت گیریم که این کار عساکر امریکایی بوده اما در عملیات انفجاری و انتحاری طالبان بالای مکاتب و مساجد افغانستان هم که صد ها جلد قرآن کریم تا حال سوخته آیا این عمل طالبان را نمی توان با عملکرد قرآن سوزی امریکایی ها مساوی قرار داد ؟

مــــــلا جــــــنت گـــــل :
نی ورور جانی ای دو چیز بسیار از هم پرک داره ، امریکا از دشمنی کرآن می سوزانه و طالب از دوستی !

خــبرنگار بی بی چهــل :
منظورتان را نفهمیدم که طالب چطور از دوستی دست به آتش زنی قرآن می زند!؟

مــــــلا جــــــنت گـــــل :

طالب همیشه کرآن های چاپ ایران یا تاجکستان و ازبکستان ره سوختانده ، سچه مسلمان کرآن چاپ عربستان سعودی یا پشاور می خوانه !

خــبرنگار بی بی چهــل :
آتش سوزی مکاتب و مساجد که در سرتاسر افغانستان صورت گرفته آیا این قرآن ها که سوخته همه چاپ ایران و تاجکستان بوده ؟

مــــــلا جــــــنت گـــــل :
وروره همی امریکای لامذهب امارت اسلامی اوغانستان ره که تازه جان گرفته بود سرنگون کرد اگر نی مردم اوغانستان تا امروز سم مسلمان می شد ، حالا سچه مسلمان بسیار کم یافت است ، سنی حنفی ، شافعی ، حنبلی ، مالکی و شیعه رافضی که مسلمان نیستند قبر پرست هستند ، دختر های خوده ده مکتب روان می کنند ، زن هایشان بی محرم از خانه بیرون می روند ، سرشان از زدن و مال شان از خوردن است.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

منبع : سایت کابل پرس

قرآن کریم

در قرآن کریم و متون دینی آمده است که ابرهه به  قصد تخریب کعبه عزیمت کرد. لشکر ابرهه در مکه ، شترهای عبدالمطلب ، جد بزرگوار رسول خدا (ص) را  ضبط کردند. عبدالمطلب نزد ابرهه آمد و تقاضای رهایی شترهایش را کرد. ابرهه گفت خیال کردم تقاضا میکنی تا کعبه را خراب نکنم . عبدالمطلب در جواب گفت که کعبه صاحبی دارد که از آن محافظت میکند و من صاحب شترهایم هستم .  و سر انجام صاحب کعبه لشکر ابرهه را نیست و نابود کرد.

حال مقداری از قرآن کریم به صورت عمدی  یا سهوی توسط نیروی ناتو در افغانستان  سوزانده شده است .چندین روز است که تظاهرات مردمی موجب کشته و زخمی شدن عده ای میشود.

اگر واقعا مردم افغانستان ، به قرآن احترام دارند ، به احکام و دستورات الهی آن عمل کنند. عمل نکردن به قرآن ، اهانت بزرگی به قرآن است و بدتر از سوزاندن آن .

قتل ، کشتار ، سرقت ، رشوه ، کلاه برداری و .... در افغانستان بیداد میکند. جان انسان هیچ گونه ارزشی ندارد.

قرآن صاحبی دارد که همیشه از آن محافظت کرده و حتی از کوچکترین تحریف آن جلوگیری میکند . اما اینکه هر روز تظاهرات و قربانی شدن عده ای از مردم ، نشان از جهل و نادانی است و طالبان که دشمن اصلی مردم افغانستان است ، از این آب گل آلود ، ماهی مقصود را میگیرد.

اگر اهانتی به قرآن شده ، آیا فقط مردم افغانستان مسلمان هستند؟ چرا دیگر مسلمانان تظاهرات نمیکنند؟ چرا مردم مکه و مدینه که مرکز اسلام و قرآن است برای دفاع از قرآن کشته نمیشوند؟

 

هر چه هست از جهل و بیسوادی مردم است و سوء استفاده عده ای که بنام عالم دین ، مردم را به کشتن و تظاهرات و شورش تشویق میکنند.

چرا مردم فقیری که به هزاران سختی و مشکلات نان بخور و نمیر بدست میاورند ، باید کشته شوند و خانواده های آنان داغدار گردد؟

جهل و بیسوادی و تعصب کور است که چنین مردم را به شورش و تخریب و کشتار وامیدارد.

تا کنون طالبان وحشی صدها مکتب و مدرسه را به آتش کشیده اند که در آن هزاران قرآن سوزانده شده است . آیا سوزاندن قران توسط طالبان ، گناهی ندارد ؟

و بلاخره اینکه مردم افغانستان برای نشان دادن اعتراض خود ، باید راه های دیگر را را جستجو نماید زیرا کشته دادن ، به آتش کشیدن اموال عمومی و بیت المال و تخریب مایملک مردم راهی است که دود آن به چشم خود مردم خواهد رفت .

منبع عکس از سایت بی بی سی

جناب کرزی  از نگاه کاریکاتور !

 

جناب کرزی و باداران پاکستانی اش  

 

 

جناب کرزی و آرزوی وصال به ملاعمر کور

 

 

جناب کرزی و برادر ناراضی اش ملاعمر یک چشم

 

 

 

جناب کرزی و آرزوی صلح با برادران نارضی اش  

 

 

 

 

حکمتیار و رئیس پاکستانی اش

 

منبع : افغان پیپر

حذف تاریخ ، حذف حقایق در افغانستان

آقای فاروق وردک ، وزیر تعلیم و ترییت حکومت کرزی ، دست به ابتکاری جدید زده است و آنهم حذف قسمتی از  تاریخ سی سال اخیر افغانستان از کتابهای درسی دانش آموزان میباشد .بیش از سی سال جنگ و ویرانی در افغانستان ادامه دارد ، علل و عوامل آن را هم مردم میدانند و هم اذهان عمومی ، افرادی که به هر نحوی در طی چهل سال قبل تا کنون بر قسمتی یا کل افغانستان حاکمیت داشته اند از عوامل اصلی این جنگها و جنایتها بوده اند و میباشند. عده ای از عاملین جنگها یا به مرگ طبیعی مرده اند و یا در جریان جنگ کشته  شده اند . اما تعدادی از این افراد تا هنوز زده اند و اکثر آنان در حکومت فعلی ، صاحب قدرت میباشند. یا در کابینه حضور دارند و یا در پارلمان .

 

آقای وردک قصد دارد بدینوسیله شخصیتهای خیانت کار و قضایای تاریخی آنان را که در این مدت بر جان و مال و ناموس مردم افغانستان جنایت کرده اند ، از ذهن مردم بیرون کند.

مادران داغدیده و پدران زخمدیده و اولاد یتیم و بیوه زنان ، و مردم افغانستان هرگز این خیانت را نخواهد بخشید . آقای فاروق وردک اگر واقعا دلش برای وحدت مردم و صلح میسوزد و میتپد ، برود با طالبان هم کیش خود وحدت و صلح کند . آیا تنها راه صلح و آشتی ، حذف تاریخ میباشد .

آقای فاروق وردک اگر واقعاً دلسوز مردم میباشد ، سعی کند که ریشه های این جنایتها را شناسائی و عاملین آن را به مردم معرفی کند .

آقای وردک به جای اینکه مسئله را حل کند ، صورت مسئله را پاک میکند . کاری جز خیانت به تاریخ افغانستان نمیباشد.

یک بام و دو هوا

عده ای از اهالی مناطق جنوب و شرق افغانستان که عمدتا از برادران پشتون میباشند ، به افراد طالبان و تروریسم ، جای و امکانات داده و به نحوی از آنها حمایت میکنند . نیروهای ناتو و آمریکا برای کشتن تروریستها ، مجبور است که از هواپیماهای بدون سرنشین استفاده کند و در این میان ممکن است عده ای از اهالی غیرنظامی هم کشته شود . در این صورت برادران پشتون و جناب کرزی با جار و جنجال گوش دنیا را کر میکند که نقض حقوق بشر شده است . اما وقتی طالبان با انتحار و بمبهای کنار جاده ای جان انسانهای بیگناه را میگیرد و اطفال و کودکان و زنان را به قتل میرسانند ، جناب کرزی و قوم پیشرفته اش در جنوب و شرق افغانستان نه صدایی و نه شکایتی ...و  آب از آب تکان نمیخورد . مثل اینکه کشتن اطفال توسط نیروهای خارجی نقض حقوق بشر است اما کشتن همین اطفال توسط طالبان و القاعده نقض حقوق بشر نیست ؟ اینجاست که باید گفت :

قربان شوم خدا را      یک بام و دو هوا را

انتقاد شدید کرزی از بمباران نیروهای خارجی

79 کشته ، حاصل فوتبال در مصر

میگویند ورزش برای سلامتی تن و روان و همچنین برای طول عمر بسیار مفید میباشد . اما اینکه ورزش موجب قتل و کشتار ۷۹ تن از تماشاچیان و ورزشکاران شود جای بسیار تأسف است.

مصر کشوری است که بهار عربی را تجربه کرده و دیکتاتور حاکم بر خود را سرنگون و اینکه در حال محاکمه مبارک و پسرانش میباشد. چیزی که بیشتر موجب تأثر میشود آن است که در انتخابات  اخیر مصر ، گروه های اسلامی از جمله اخوان المسلمین از سایر رقبا پیشی گرفته است.

سوال اینجا بوجود می آید که چرا هر وقت مسلمانان کاری را بعهده میگیرند ، تلاش نمیکنند تا آن را به نحو کامل و درست انجام بدهند و چرا باید یک گوشه کار عیب داشته باشد. بهر حال همکاری مردم هم بسیار مهم است ولی قضیه قتل ۷۹ نفر در ورزشگاه و در جریان فوتبال بین تیم الهلال و مصری این کشور ، زنگ خطری است بر آغاز هرج و مرج و بحران اجتماعی که ممکن است کشور مصر را به سوی قتلهای دیگری سوق دهد.

http://nyhederne.tv2.dk/article.php/id-47892210:74-d%C3%B8de-ved-fodboldvold-i-egypten.html?fbs